خاطرات
سلام دوستان خوب من
امروز براتون از عکس های چندسال پیشم میزارم که جوان بودم

مهزیار در روستای زیبا و توریستی کندوان- تیرماه ۸۷

مهزیار سال ۸۷- خانه مشروطه تبریز

مهزیار مرداد ۱۳۸۸-دریاچه شورابیل- اردبیل

مهزیار در مسیر آستارا- جاده پشت سرم گردنه ی زیبا و دیدنی حیران است

اینجا ساحل چمخاله است . مامانم این ساحل رو خیلی دوست داره برای همین رفتیم . اون دوتا پسر شیطون هم پسرخاله هام هستند کامیاب و کیهان که همسن هستند.

مامانم میخواست لباسام دربیاره اما بابام میگفت سرما میخورم منم با لباس زدم به آب خیلی حال کردم اما سردم شد خدایش.

بالاخره لباسام درآوردم و با خیال راحت در حال شنا
البته از نوع نشسته در آب
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




خاطرات
