مهزیار عزیز مامهزیار عزیز ما، تا این لحظه: 22 سال و 3 ماه و 10 روز سن داره
دونه سیب ما سامیاردونه سیب ما سامیار، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 23 روز سن داره
محفل عاشقانه ما محفل عاشقانه ما ، تا این لحظه: 24 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره
بابا محمدبابا محمد، تا این لحظه: 52 سال و 8 ماه و 19 روز سن داره
مامان مهرنوشمامان مهرنوش، تا این لحظه: 47 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

دنیای مهزیار مامان

مهزیار و یلدای 1391

1391/10/3 11:02
307 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دوستان عزیزم . خوب هسنید ، امیدوارم شب یلدا به همگی خوش گذشته باشه و زمستان خیلی خوبی پیش رو داشته باشید.   

۱۳۹۱/۹/۳۰روز ۵ شنبه:  من و بابایی خونه بودیم و من فقط بازی کردم تا مامانی از سرکار آمد مامان زودتر برگشت و مرخصی ساعتی گرفته بود.البته بابایی انارها رو دون کرده بودو مامانی هم مشغول درست کردن ژله شد و از راه دور هم منو به انجام دادن تکالیف تشویق می کرد. در کنار هم ناهار خوردیم و من بازم تکالیفم رو انجام دادم ساعت ۲ دوش گرفتم و آماده شدم برای رفتن به تولد دوست عزیزم نریمان. ساعت ۳:۳۰ مامان و بابا منو بردن تولد و من تا ساعت ۸ تولد بودم . خیلی خوش گذشت .اما بچه ها همش میگفتن امشب آخر زمان نوسترداموس گفته بیاید از هم خداحافظی کنیم خورشید ۳ روز نور نداره و از این حرف ها راستشو بخواهید من نگران شده بودم  اما بزرگترها همه میگفتند دروغ.و من همش دعا میکردم که دروغ باشه  که خدارو شکر دروغ بود

وقتی به خونه برگشتم اینجوری شدم  مامانی میز شب یلدا رو چیده بود چند مدل ژله درست کرده بود و انارها رو خیلی خوشگل تزیین کرده بود. اما شانس هندوانه اش خوب نبود و یه ذره شاکی بود چون نتونسته بود  مدل خاصی بهش بده. بابایی میگفت برم بخرم اما مامانی گفت نمی خواد و بالاخره مامان موفق شد. هرسال شب یلدا همه خونه ی ما هستند جون سالگرد عروسی مامان و باباست  اما امسال بنا به دلایلی خاله ها نمی تونستند بیان و عمو علی هم سرکار بود برای همین ما هم انار و ژله ها رو بردیم خونه مامان بزرگم و در کنار عمه ها و باباخسرو  و شب یلدا رو در کنار آنها بودیم که خیلی خوش گذشت. البته اینم بگم که منم کادو گیرم اومد به مناسبت سالگرد عروسی مامان و بابا. همیشه تولد های مامان و بابا و سالگرد عروسی منم هدیه میگیرم

روز جمعه ۱/۱۰/۹۱ : من مشغول درس خوندن بودم چون شنبه امتحان ریاضی داشتم و حسابی تمرین کردم.

گزارش تصویری

قبل از رفتن به تولد نریمان

میزیلدای 91

میز یلدای ۱۳۹۱

مهزیار یلدای 91

چه انار خوشگلی مامانی درست کرده

 خونه مامان بزرگم  هستم و طبق معمول از در رفتم بالا و مامان شیرین نگران که من نیفتم .

پسندها (1)

نظرات (0)