مهزیار عزیز مامهزیار عزیز ما، تا این لحظه: 22 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره
دونه سیب ما سامیاردونه سیب ما سامیار، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 22 روز سن داره
محفل عاشقانه ما محفل عاشقانه ما ، تا این لحظه: 24 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره
بابا محمدبابا محمد، تا این لحظه: 52 سال و 8 ماه و 18 روز سن داره
مامان مهرنوشمامان مهرنوش، تا این لحظه: 47 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره

دنیای مهزیار مامان

روز شمار تولد

1392/4/25 11:43
279 بازدید
اشتراک گذاری

مهزیار عشق مامان

عزیز مامان

امروز ۲۵/۴/۹۲ . چهار روز مونده تا سالروز تولد تو. پسر دوست داشتنی من تو با آمدنت مفهوم عشق و زندگی را به ما نشان دادی.

مهزیار ما .سال ۸۳ توی یه همچین روزی من منتظر کوچکترین اشاره بودم تا لحظه دیدنت رو جشن بگیرم. من مرخصی بودم و خونه بودم و مامان جون و خاله نسترن از تهران آمده بودند تا در کنار من باشند البته چون قرار بود تو طبیعی بدنیا بیایی نزدیک به یک ماه بود که در کنار من بودند اما تو هنوز برای آمدن دودل بودی. اون روزها  پسر خاله هات به مامانی می گفتند خاله شبیه بامشاد شدی و من از اینکه با تو بامشاد شده بودم سرشار از لذت بودم.

من و بابایی تو اون شب های گرم تابستان کلی پیاده روی می کردیم و گاهی من از کمر درد و پا درد دوست داشتم گریه کنم اما به خاطر دیدن روی تو بغضم میخوردم و ادامه می دادم. مهزیار من چه روزهایی بود روزهای انتظار دیدن تو.

هزار بار ساک لباس هایی رو که برای بیمارستان آماده کرده بودم باز می کردم می بوسیدم و دوباره می بستم.

صدبار دوربین ها رو چک میکردم که فیلم داشته باشند شارژ داشته باشند و ...

مهزیار من دیگه زیاد توی دلم شیطونی نمی کردی البته خوب طبیعی بود دیگه جا برای شیطونی نداشتی. مامان جون هر یک ساعت یکبار می پرسید مهرنوش مامان بچه حرکت می کنه و من می گفتم نه. مامانم نگران می شد و مثلا دور از چشم من زنگ می زد به خاله میترا به قول تو خاله دکتر و می گفت میترا بچه تکون نمی خوره و من می گفتم مامان نگران نباش حالش خوبه آخه تا بهت می گفتم پسر مامان حالت خوبه تو فوری یه مشت یا لگد بهم میزدی و من جواب می گرفتم. چه حالی داشتم اون روزا که تو فقط مال من بودی و با من در ارتباط بودی عشق من.

مهزیار من ۴ روز مونده تا سالروز تولدت رو جشن بگیرم. امسال چون مصادف شده با ماه مبارک رمضان یه جشن کوچولو برات می گیرم  و چون دوست داری همکلاسی هات توی تولدت حضور داشته باشند برای همین جشن تولدت رو توی مهر یا آبان خواهم گرفت عزیزم.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

آن شب چه ناز دانه گلی در چمن رسید گویی بساط عیش مداوم به من رسید
نور ستاره ای در شب تولدش انگار که فرشته ای از ازل رسید
عزیز دلم پیشاپیش تولدت مبارک

 

پسندها (1)

نظرات (0)