مهزیار عزیز مامهزیار عزیز ما، تا این لحظه: 22 سال و 3 ماه و 10 روز سن داره
دونه سیب ما سامیاردونه سیب ما سامیار، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 23 روز سن داره
محفل عاشقانه ما محفل عاشقانه ما ، تا این لحظه: 24 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره
بابا محمدبابا محمد، تا این لحظه: 52 سال و 8 ماه و 19 روز سن داره
مامان مهرنوشمامان مهرنوش، تا این لحظه: 47 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

دنیای مهزیار مامان

کبوترهای من

1391/5/10 10:00
231 بازدید
اشتراک گذاری

سلام و درود

دوست دارم امروز براتون از کبوترهامون بگم  تعجب کردید می دونم اما زیاد اینجوری نشید چون این کبوترها داستان دارند. تقریبا ۴ سال هست که ما خونه مون عوض کردیم و آمدیم این خونه از وقتی که اومدیم و کولرهای پنجره ای رو گذاشتیم  کبوتر دار شدیم .

 تازه به این خونه اومده بودیم که پشت پنجره اتاق خواب مامان اینا صدای بال زدن پرنده میومد و سر و  صداشون که با دقت کردن متوجه شدیم صدای کبوتر و از پنجره اتاق من نگاه کردیم و دیدم یک جفت کبوتر پشت کولر لانه درست کردند و تخم گذاشتند و از اون موقع این لانه شد خانه اجدای این کبوترها چون تا الان چند نسل اینجا تخم گذاشتند بزرگ شدند و رفتند و نسل بعد اومده و جالب اینه که تا زمانی که اونا باشند و تخم داشته باشند کولر اتاق خواب روشن نمیشه چون مامان و بابا دلشون نمیاد اونا اذیت بشن البته مامانی بعضی وقت ها میگه اذیت نمیشن چون تو هوای بالای ۵۰ درجه اهواز اذیت نیستند و  هوای کولر اذیتشون نمیکنه اما دوباره پشیمون میشه و کولر همچنان خاموش میمونه. تازه یه چیز دیگه بابام براشون سایبان گذاشته که آفتاب و بارندگی اذیتشون نکنه . این کبوترها الان جزی از خانواده ما هستند. اینم بگم که مامانم پشت پنجره اتاق محل کارش هم گنجشک لانه داره البته توی پاییزو زمستان و اوایل بهار و بعضی وقت ها جوجه گنجشک ها که میخوان پرواز یاد بگیرند از لانه میفتاند پایین و مامان و باباشون شروع می کنند به سر و صدا کردن و مامان من میره و جوجه ها رو میزاره سر جاشون توی لانه مامان من خیلی شجاع و تقریبا از حیوانات نمیترسه یک بار هم مار انداخت گردنش و باهاش عکس گرفت

اینم دو تا عکس از کبوترمون و تخم هایش که دیروز از توی اتاق خوابم ازشون گرفتم.

کبوترهای مهزیار

تخم های کبوتر

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)