مهزیار و هفته دوم آذرماه91
درود بر شما عزیزان
دوستان عزیز هفته گذشته روزهاش دقیق مثل هفته پیش بود، درس و مشق و امتحان و همچنین آزمایش های درس علوم درباره ی گیاهان. در مورد نوع ریشه های گیاهان، انواع برگ ها ، شکل و رنگ شون، تعداد گلبرگ ها و دانه ها بود که خیلی دوست دارم و اصلا خسته نمی شم . دوشنبه ها هم که کلاس تقویتی دارم و تا ساعت 3:15 مدرسه هستم . روز سه شنبه 14/9 تولد نیکان پسر خاله ام بود که 18 ساله شد و من با دادن یک پیام تبریک گفتم . چون نیکان امسال کنکور داره و برنامه کلاس ها و درسش فشرده هست مراسم جشن تولدش موکول شد به روز 5 شنبه 16/9/91 که اول رفتیم خونه خاله اینا و مراسم تولد برگزار شد و برای شام رفتیم رستوران نوید که تازه افتتاح شد. رستوران قشنگ و بزرگی بود و غذاهاش هم عالی بود .




جمعه 17/9 هم درس خوندم و تکالیفم رو انجام دادم. شنبه قرار بود امتحان علوم داشته باشیم که ساعت 9 شب اعلام شد بدلیل استقبال از ضریح مقدس امام حسین (ع) روز شنبه تمامی مدارس، اداره ها و ... تعطیل است. منم خوشحال که یه روز دیگه با مامان و بابایی کنار هم هستیم.
عصر هم ساعت 4 همراه مامانی و بابایی رفتیم ضریح امام حسین رو دیدیم البته از دور چون استقبال خیلی زیاد بود.البته کلی پیاده رو کردیم چون ماشین رو خیلی دورتر پارک کرده بودیم. موقع برگشتن یک دفعه تگرگ شروع به باریدن کرد . تگرگ های خیلی درشت . ما فوری رفتیم زیر سایه بان اما مردم فرار میکردند و تگرگ ها محکم میخورد تو سرشون، دزدگیر تمام ماشین ها سرو صدا میکردند.برای من خیلی جالب بود من تا حالا تگرگ ندیده بودم و چند روز پیش داشتم به مامانم میگفتم خوش به حالتون من تا حالا تگرگ ندیدم خیلی دوست دارم ببینم که دیدم و چه تگرگ های درشتی هم دیدم. ازشون عکس گرفتم البته این تگرگ ها که توی عکس می بینید پس از برخورد با زمین خرد شدند و خیلی درشت تر بودند.




دوستان عزیزم عکس بالا ابرهایی هستند که بعد از بارش تگرگ در آسمان دیده می شد واقعا زیبا بودنند برای همین عکس هاشو گذاشتم .




مهزیار و هفته دوم آذرماه91
